زبانشان را میفهمم. با آنها معاشرت میکنم. کنارشان درس میخوانم و کار میکنم و میدوم. اما "دوست" به آن معنا که باید ندارم، نیافتم.
همزبان و هم کیش اطرافم هست. همدل اما نه. مچاله و ترک خورده ام.
چرا اینجا نوشتمش؟ خدا میداند.
هی هی هی...این روزها هم میگذرد. تو فکر کن به آرامی.
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیپور